تبلیغات
چشم شیشه ای - گفت‌و‌گو با رضا یزدانی
چشم شیشه ای
دوشنبه 2 خرداد 1390 :: نویسنده : زیباپرست

رضا یزدانی

 این ۴ کلیپ که می‌گویم روی هم حداقل ۱۰۰ میلیون تومان هزینه می‌برند. اگر هر کلیپ را با هزینه‌ای معادل ۲۵ هزار توان در نظر بگیریم، ۱۰۰ میلیون حداقل هزینه‌ای است که خرج خواهد شد. این هزینه را هم من... 

  100 میلیون از شما و جهانی شدن از من
رضا یزدانی را می‌توان یکی از صاحبان سبک راک ایرانی دانست که با توجه به روحیات و ذائقه ایرانی می‌خواند و موسیقی‌اش حال و هوای ایرانی دارد. این خواننده از معدود خوانندگان این سبک است که به خواندن در فیلم‌ها و حتی ایفای قش در آن‌ها دعوت می‌شود. این خواننده معتقد است که موسیقی‌اش حال و هوای شرقی دارد و همین طور معتقد است که موسیقی‌اش به روحیات و حال و هوای مردم کشورش، همخوانی و نزدیکی دارد. با او که حالا عنوان بازیگری را نیز با خود یدک می‌کشد، گفت‌و‌گو کرده‌ایم.
 
این سبک از موسیقی که انتخاب کرده‌اید و در آن فعالیت می‌کنید، از روحیات شرقی مردم ایران دور است و قرابتی با روحیات آن‌ها ندارد.
ولی روحیات شرقی مردم ایران را با خود همراه دارد و به روحیات مردم ما نزدیک‌تر است.
 
منظورتان تم اندوه و غم و ریتم‌های اینچنینی است؟
به هر حال مردم ایران و کلا مردم شرق دنیا، روحیه خاص خود را دارند. روحیه آن‌ها به گونه‌ای است که تم‌های غمگین و ریتم‌های اینچنینی را دوست دارند.
 
یعنی این جهات را در موسیقی خود لحاظ کرده‌اید؟
بله، دقیقا! چون برای مردم این کشور می‌خوانم و برای این‌ها کار می‌کنم. باید با روحیاتشان سازگار باشد.
 
 شما از خواننده‌هایی هستید که با یغما گلرویی خیلی همکاری نزدیک داشته‌اید، این در حالی است که در این آلبوم اخیر خود یعنی «ساعت ۲۵ شب» با این ترانه سرا همکاری نکرده‌اید. چرا؟ اصلا چرا سعی کرده‌اید از آن حال و هوا و از آن فضا دور شوید؟
احساس نیاز کردم که همکاری با ترانه سراهای دیگر را نیز تجربه کنم. بعضی از این ترانه سرایان ترانه‌های خوب و زیبایی دارند. باید این اتفاق برای من می‌افتاد که با ترانه سراهای دیگر کار کنم، که افتاد. ترانه‌هایی که از بچه‌ها گرفتم مثل ترانه میعادگاه و یا ترانه اتاق یخزده و… از این جمله ترانه‌ها بودند.
 
 با انتشار این آلبوم‌‌ همان طور که خودتان می‌دانید سعی کرده‌اید به مخاطب نزدیک شوید. طیف مخاطبی که برای این آلبوم در نظر گرفته‌اید چه طیفی از مخاطب است؟ این طیف آیا‌‌ همان طیف مخاطبی است که پیش از این برای آن‌ها کار می‌کرید یا طیف جدیدی را نیز در نظر گرفته‌اید؟
شاید قبلا از نظر طیف سنی هم این آدم‌ها طیف دیگری بودند.
این شکلی به این قضیه نگاه نکنید. نمی‌شود این‌ها را این شکلی از هم جدا کرد. آن اتفاق که در آلبوم‌های دیگر من افتاده در این آلبوم هم افتاده است، منتها یک کم شکلش عوض شده است، همین!
 
 مخاطب‌شناسی در این آلبوم بر چه مبنایی صورت گرفته است؟
ببینید تنها قطعه‌ای که در این آلبوم هست و در آلبوم‌های دیگر نیست، ترانه «کی فکرشو می‌کرد» است وگرنه بقیه‌اش‌‌ همان فضا‌ها را دارد. یک مقدار تنظیم‌های عوض شده است و گویش‌ها فرق کرده است.
 
 پس با این حساب مخاطب‌شناسی هم کرده‌اید. یعنی واقعا به دنبال این بوده‌اید که ببینید کار‌هایتان را چه کسانی گوش می‌کنند؟
به جرات می‌توانم بگویم تنها کسی که بیشترین اهمیت را به این داستان در ایران می‌دهد من هستم. من سال هاست که یک سایت شخصی داشته و دارم. فن کلاپی دارم که از طریق آن مخاطبان را می‌شناسم و با آن‌ها در ارتباط هستم. حتی افرادی را دارم که در مراکز خرید معتبر به نظر سنجی از مردم می‌پردازند. با این تفاسیر من الان می‌دانم که مثلا قطعه اول یا دوم آلبومم چه جور مخاطبانی دارد و قطعه ۴ یا ۹ چه مخاطبانی را با خود همراه کرده است. همه این‌ها را می‌دانم و بر این اساس به انتخاب آهنگ‌هایم اقدام می‌کنم.
 
 خوب با این حساب، شما نباید از مخاطب جهانی اتان هم فاصله بگیرید. به نظرتان با استانداردی که در جهان است فاصله ندارید؟ چقدر به آن نزدیک هستید؟
منظورتان از مخاطب جهانی چیست؟
راک اصولا موزیکی است که می‌تواند برای مخاطب آن طرف دنیا نیز در نظر گرفته و مورد توجه واقع شود. شما می‌توانید طوری کار کنید که مخاطب جهانی نیز داشته باشید.
اصلا چنین اتفاقی نمی‌افتد. چون این جریان، پروداکشن دیگری می‌خواهد و داستان دیگری دارد.
 
 پس هیچ وقت به اینکه جهانی بشوید فکر نکرده‌اید؟
دقیقا فکر کرده‌ام و دارم مقدماتش را فراهم می‌کنم ولی با این داستان هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد. مگر اینکه معجزه‌ای رخ دهد.
 
 این معجزه چگونه رخ خواهد داد؟
مثلا اسپانسری پیشنهاد همکاری بدهد و به لحاظ مالی تامین کننده گروه باشد.
 
 ولی به نظر می‌رسد شما بتوانید در این زمینه موفقیت‌های زیادی کسب کنید.
بله خودم هم مطمئن هستم که موفق می‌شوم ولی‌‌ همان طور که گفتم، این موفقیت از این راستا، نیاز به یک پروداکشن دارد که دارم زمینه‌اش را فراهم می‌کنم ولی قطعا به کمک شرکتی مثل سونی و… نیازمندیم که برای اسپانسری پیشقدم شود.
 
چرا تا به حال جرات نکرده‌اید این کار را انجام بدهید؟ خیلی از خواننده‌هایی که کمتر از شما کار می‌کنند و ضعیف‌تر از شما هستند، و سطحشان پایین‌تر است، به راحتی دارند آن طرف کنسرت می‌دهند و کار می‌کنند و…
کنسرت گذاشتن و کار کردن در آن طرف با جهانی شدن زمین تا آسمان فرق می‌کند و هیچ ربطی به هم ندارند. به اعتقاد من این دو قضیه کاملا متفاوت از هم بوده و ربطی به هم ندارند.
 
 ولی می‌توانید بروید آنطرف و مخاطبانتان را گسترش دهید.
به نظر شما بازبان فارسی می‌توانم مخاطب جهانی پیدا کنم؟
 
 پس چرا سعی نکریده‌اید از کلام انگلیسی استفاده کنید؟
چرا این تصمیم را گرفته‌ام و در حال انجام آن هستم. ضمن اینکه باید بگویم تا از درست بودن کاری مطمئن نشوم آن را انجام نمی‌دهم.
 
معیارتان برای این درست بودن در چیست و همین طور برای اینکه بتوانید مخاطب آنظرف را نیز جذب کنید؟
حداقل کاری که باید بکنم این است که ۷ قطعه انگلیسی داشته باشم و ۴ کلیپ در سطح کلیپ‌های استاندارد بین المللی. این مجموعه‌ها اگر با هم عرضه شوند، شاید بتوانم کاری در این راستا انجام بدهم.
 
 وقتی می‌توانید این کار را انجام بدهید، پس چرا عجله نمی‌کنید؟
نمی‌توانم. این ۴ کلیپ که می‌گویم روی هم حداقل ۱۰۰ میلیون تومان هزینه می‌برند. اگر هر کلیپ را با هزینه‌ای معادل ۲۵ هزار توان در نظر بگیریم، ۱۰۰ میلیون حداقل هزینه‌ای است که خرج خواهد شد. این هزینه را هم من نمی‌توانم بپردازم و نیاز به اسپانسر دارد.
 
 این هزینه برای خواننده‌ای مثل شما، هزینه زیادی نیست؟
خوب زیاد نیست ولی داستان اینجاست که باید شرکتی بیاید و تقبل کند. من که خودم نمی‌توانم این هزینه را از جیبم بدهم.
 
 فکر می‌کنید با همچین رقمی اگر کلیپ بسازید، بتوانید موفق شوید؟
۱۰۰ میلیون از شما و جهانی شدن از من.
 
 شما موسیقی فیلم هم کار می‌کنید. در صورتی که در ایران، موسیقی فیلم یک جورهایی درگیر باند بازی است.
چرا؟ صدا و سیما نیست که باند بازی شود. یعنی می‌خواهید بگویید من توی یکی از این باند‌ها هستم و باندم قوی است که کار فیلم و سینما هم انجام می‌دهم؟
 
نه اتفاقا شاید بتوان اینجوری گفت که چون باندی ندارید، جای تعجب دارد که مدام کار فیلم می‌کنید.
خوب وقتی کارگردان‌ها و عوامل فیلم‌ها یک سری تفاوت‌ها را می‌بینند، خودشان پیشنهاد می‌دهند. این همه کسانی که من با ان‌ها کار کرده‌ام لابد این تغییرات را دیده‌اند. مثلا آقای کیمیایی، جیرانی، کرم‌پور و… اگر اینطور نبود شاید برایشان فرقی نمی‌کرد که با چه کسی کار می‌کنند.
 
 سطح این افراد باید در چه حدی باشد تا با ان‌ها کار کنید؟ یعنی معیار خاصی برای همکاری با ایشان در نظر دارید؟ یا هرکس از راه برسد و پیشنهاد بدهد می‌پذیرید؟ اگر اینطوری کار کنید که به زودی تمام می‌شوید؟
من با هر کسی کار نمی‌کنم. قبل از هرچیز خود کارگردان برایم مهم است و بعداز آن تیم بازیگران و عوامل و بعد خود فیلم و فیلمنامه. باید فیلم درخوری باشد که بپذیرم در آن کار کنم.
 
 فیلم‌هایی که در آن‌ها کار می‌کنید، شما را از فضاهای موسیقی خودتان دور نمی‌کند؟
تن‌ها اتفاقی که می‌افتد این است که تایم آلبوم‌هایی که می‌سازم، طولانی می‌شود. آلبوم‌های من هر ۴ سال یک بار به بازار می‌آید.
 
خوب اینکه خیلی بهتر است. دوست دارید هر سال چند تا آلبوم به بازار بدهید و هیچ یک دیده و شنیده نشود؟
نه اصلا اینطور نیست ولی باید هر دوسال یک بار که بایداین اتفاق برایم بیافتد. اینقدردرگیر سینما و تیتراژ و کارهای اینطوری می‌شوم که دیگر نمی‌توانم سرعت زیادی در تولید کارهای شخصی خودم داشته باشم.
 
 ولی اگر این کار‌ها هم نباشند شناخت مردم اتفاق نمی‌افتد در حالی که الان خیلی‌ها شما را به همین واسطه می‌شناسند.
قطعا همین طور است. این فیلم‌ها برای من مانند تبلیغ هستند. اتفاقی که بعداز فیلم تهران تهران برای من افتاد بسیار خوشایند بود.
 
کار با این کارگردان‌ها شرایط خاصی را می‌طلبد؟
به هر حال هر کارگردانی استایل خودش را دارد. در فیلم تهران تهران من خیلی پررنگ‌تر از دیگر فیلم‌ها هستم.
 
می خواهم بدانم که این کار‌ها اعمال سلیقه‌ها را هم همراه دارد؟
فیلمی مثل تهران تهران، یک فیلم سفارشی بود و درباره تهران بود و به نسل شومی می‌پرداخت که با نسل قبلی خود مشکل دارد. هر دوی این نسل‌ها حرف خودشان را می‌زنند ولی نمی‌دانم چرا حرف هم را نمی‌فهمند.
پاش بیفته روی مغربت می‌بارم بازتوی منطقه مین دست و پامو جا می‌ذارم
می‌گوید من هم عین تو هستم که الان آمده‌ای و کنسرتم را لغو می‌کنی ولی پایش بیفتد من هم این کار را خوهم کرد و به میدان جنگ و مین می‌روم.
 
بازیگری چقدر برایتان اولویت دارد؟
بازی برای من هیچ وقت در اولویت قرار نداشته است.
 
ولی الان برایتان بسیار جدی شده است.
نه نه اصلا اینطور نیست. ولی پیش بیاید بازی می‌کنم.
 
 چگونه باید پیش بیاید؟
اگر کاری ارزشش را داشته باشد حتما بازی در ان را خواهم پذیرفت.
 
موسیقی اش را هم حتما باید خودتان کار کنید؟
بله دقیقا! گاهی پروژه‌ای مثل خلیج فارس اگر پیش بیاید حتما می‌پذیرم و اصلا کاری که ربطی به خوانندگی نداشته باشد را قبول نمی‌کنم. کلی پیشنهاد داشتم که چون ربطی به بازیگری نداشت، آن‌ها را رد کردم. البته تیتراژ می‌خوانم ولی موسیقی متن و… که من در آن حضور نداشته باشم را نمی‌پذیرم.
 کنسرت
 خارج از کشور نیز خواهید داشت؟
در این مورد هم باید بگویم به رغم علاقه‌ای که به کنسرت گذاشتن در خارج از ایران دارم تا اسپانسری یافت نشود، نمی‌توانم کنسرتی بدهم.
 
 برای کنسرت‌های خراج از کشور چه قطعاتی اجرا خوهدی کرد؟
اگر این اتفاق بیافتد، همین قطعاتی که دارم را اجرا می‌کنم چون تعداد آن‌ها کم نیست. تعداد کارهای من حدود ۶۰ تراک است. ۴ آلبوم و فیلم‌های سینمایی که کار کرده‌ام این تعداد را تشکیل می‌دهند.

 
 





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : رضا یزدانی، گفت‌و‌گو با رضا یزدانی، مصاحبه با رضا یزدانی، همه چیز در باره رضا یزدانی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:45 ب.ظ
Hello There. I found your weblog the use of msn. That is a very neatly written article.

I'll make sure to bookmark it and come back to learn extra
of your useful information. Thank you for the post.
I'll certainly return.
جمعه 25 فروردین 1396 10:46 ق.ظ
Pretty section of content. I just stumbled upon your web site and in accession capital to assert that I get actually enjoyed account your blog posts.
Any way I will be subscribing to your feeds and even I achievement you access consistently fast.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : زیباپرست
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی